![]() |
![]() |
|
| همه از مرگ می ترسند ، من از این زندگی سمج |
|
گیج خوردم همه جا در بدنم می چرخی مثل شمسی که به یک دف زدنم می چرخی درد دارم به خدا حال من اصلا خوش نیست مثل سقط سرطانی ست که آدم کش نیست آنقدر چرخ زدم چرخ که از هوشم رفت مست افتادم و آغوش از آغوشم رفت این غزل مست خودم نیست مرا می بخشید به خدا دست خودم نیست مرا می بخشید مست چرخیدم و از دست شما افتادم اینقدر عاشقم از چشم خدا افتادم من از این مست که ترسو بشود می ترسم باز هم جمبل و جادو بشود می ترسم درک کن فاصله را با همه ی سلولم سالها بین من و عشق خودم می لولم زیر دندان شما مست شدم می رقصم با همین نان شما مست شدم می رقصم گر چه در چشم شما شب زده ها بد باشم توی این حجم مثلث زده باید باشم شمس بودم ولی از بوی تنت مست شدم سالها پیش تر از دف زدنت مست شدم باز هم بی که بخواهم به شما دل دادم اینقدر عاشقم از چشم خودم افتادم باز در حجم مثلث زده تنها هستم باز هم عاشق من نیست من اما هستم گیج خوردم همه جا در بدنت می میرم مثل شمسی که به یک دف زدنت می میرم این غزل وصف خودم نیست مرا می بخشید چاره جز حذف خودم نیست مرا می بخشید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 21:56 توسط منصوره لمسو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من منصوره لمسو،متولد 23/11/1363،به شماره ی کفش 37،دور مچ 10سانتی متر،فقط گردنم کلفت شده،که این گردن کلفتی به پر خوری یا حرفای کلفت شنیدن از دوستان هیچ ربطی نداره.به قول فروغ:و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تورا می بوسند،در ذهن خود طناب دار تو را می بافند،در ضمن من همتونو دوست دارم،چه اونهایی که دوستن و چه اونهایی که در لباس دوست...
در ضمن دوستان شاعرم و خوانندگان موسیقی پاپ میتونن با شماره ی اعتباری 09354508062 با من ارتباط برقرار کنن. |
| پیوندهای روزانه |
|
لیلا اکرمی شایا تجلی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
که همچنان که تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند |
|
RSS
|